تردید

 

من  از  تردید دلگیرم از این حرفای  سربسته

از این دلبستگی ها که فقط تو خواب رنگ بسته

 

فقط شاید خدا فهمید تو هر حرفم صداهاتو

دعاهایی که میکردم فقط اول برای تو

 

تواین روزای بارونیم فقط یاد تو خورشیده

نمیدونی دلم با تو چه روزایی که میچیده

 

خدایا فاصله هامو فقط تردید می سازن

دل من آرزو هاشو تو این زندون می بازن

 

روی دیوار زندونم فقط اسم تو می مونه

امید دارم خدا یک روز ملاقاتیتو می خونه

 

گناه  من  فقط  شاید لبای بسته  من  بود

می گفتم زندگی خوبه  همیشه عشق تو کم بود

 

منم تنها اسیری که همیشه عاشق بنده

اگه آزاد هم باشه در زندونو می بنده

 

تو این روزها فقط تردید ملاقاتیه زندونه

اونم میدونه شاید که همش با من نمی مونه

 

سمیرا مسیحی