تفاوت برف بازي ما با اونا!

بقيه عكسا رو هم ببينيد!

ادامه نوشته

خنده بازار دااااااااااغ بعد از امتحانات!

 


داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!!!

ادامه نوشته

خاطرات طنز پرستاری.............بخوانید و بخندید

خاطره اول:
از سي سي يو زنگ زدن گفتن يه بيمار اقا دارن كه بايد سونداژ بشه و پرسنل اقا هم ندارن.خواهش كردن كه من برم و زحمتشا بكشم.سي سي يو كه رفتم ديدم همه وسايل روي ميز جلو تخت اقاي بيمار گذاشتن و خودشون سخت مشغول رديف كردن كاراي يه مريض ديگه بودن كه تازه پذيرش شده بود وبنظر هم ميرسيد كه از درد قلبي خيلي زجر ميكشه.....خلاصه پرده هاي دورتادور تخت را كشيدم و مشغول سونداژ شدم وقتي ميخواستم سوند فولي را فيكس كنم هر چي دور و ورم را نگاه كردم اب مقطر نبود!!! از لاي پرده ديدم يه سرنگ ده سي سي روي استيشن پرستاري گذاشته.....البته جاش نبود كه از پرسنل سي سي يو بخام اون سرنگ را بهم بدن...اومدم و خودم برش داشتم .سونداژ كه تموم شد متوجه شدم پرسنل بخش سي سي يو دارن دنبال يه چيز ميگردن و هي از هم ديگه ميپرسن كه :پس كجا گذاشتيش؟من كه تازه فهميده بودم چه كاري كردم اروم اروم در حالي كه نشون ميدادم خيلي بي تفاوتم از بخش زدم بيرون. بيچاره ها تا مدتها نفهميدن كه اون سرنگ كه مورفين رقيق كرده بودن چي شده!!!    

ادامه نوشته

تا حالا دقت کردین؟؟؟؟؟؟

تا حالا دقت کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


-دقت کردین مردم با خوابیدن آدمم کار دارن؟! قبل 12 بخوابیم میگن مرغی؟ بعد از 12 بخوابیم میگن جغدی؟ راس 12 بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت!

تا حالا دقت کردین وقتی‌ توی یه جمعی‌ یکی‌ میگه اون تلویزین و کمش کن ،یکی‌ دیگه از اونور میگه اصن خاموشش کن . . . !

ادامه نوشته

به یاد گل آقای مطبوعات ایران

 

هشت سال از مرگ «گل آقا» مطبوعات ایران می گذرد.
از روز ۲۳ دی سال ۱۳۶۳  یادداشت‌های روزانهٔ طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از دستگاه‌های دولتی و مشکلات موجود جامعه در صفحهٔ سوم روزنامه اطلاعات چاپ شده، که نقطه عطفی در طنز نویسی ایران و احیاگر طنز مطبوعاتی بعد از انقلاب بود.
نویسنده این ستون کیومرث صابری فومنی بود که بعدها و در سال 1369 مجله طنز و کاریکاتور «گل آقا» را منتشر کرد. مجله ای که در اولین شماره اش و با شمارگان صدهزار نسخه نایاب شد و به چاپ دوم رسید.

فعالیت‌های گل آقا منحصر به هفته‌نامه باقی نماند. ماهنامهٔ گل آقا، سالنامهٔ گل آقا، هفته‌نامهٔ «بچه‌ها...گل آقا»، انتشارات گل آقا برای انتشار کتب طنز و کاریکاتور، و سرانجام خانهٔ طنز ایران جهت پرورش طنزنویسان جوان، از دیگر فعالیت‌های کیومرث صابری بود.
               

 
کاریکاتور های گل آقایی حتما در ادامه مطلب ببینید
ادامه نوشته

ترول.......


ترول های بامزه و خنده دار وطنی (63) www.taknaz.ir

ادامه نوشته

عکسهای طنز.........


 
بابا تمرکـــــــــــــــــــــــز!!!!!!!!!!!



ینی عشق میچکه هـــــــــــــــا:)



 



میگن مخترع فتوشاپ بعد از دیدن این عکس خودکشی کرده:)

oerpzhi38zuoax0xauw1.jpg



خداییش خلاقیتو!!!!!!!!


تا حالادقت کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دقت کردین نشده یه بار این جعبه دستمال کاغذی رو باز کنیم، برگ اولش درست مثل بچه آدم بیاد بیرون؟!


ادامه نوشته

بیاید یه کم بخندیم...به چی؟؟؟

fu1998 2 محض خنده ! بیایید تو یه کم بخندیم

۱- یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس می کردیم می کشیدیم رو تخته فکر می کردیم خیلی تمیز شد بعد که تخته خشک می شد می دیدم چه گندی زدیم…! الان همین حس رو نسبت به زندگی دارم

ادامه نوشته

خودم میدونم بی مزه اس ولی بخندید.............

پرستار که دوتا شد بیمار یا برادیکارد میشه یا تاکیکارد
با دعای پرستار بخش خلوت نمیشه
تو بخش بی پرستار خدماتی هم امپول میکشه
سطل زرد برادر سفتی باکسه
از هول همراه بیمار افتاد تو سطل زرد

بیمار نمیر بهار میاد دگزامتازون با ویال میاد
بیمار ما از بچگی لاین نداشت
راندما به سر رسید بیمار به قرصش نرسید

احساس.......

کی میگه ما مردا احساسات نداریم؟
من خودم بارها و بارها احساس تشنگی کردم
شاید باورتون نشه ولی احساس گشنگی هم می کنم !

برگه امتحانی یه دانش آموز باهوش

چند تا جمله  جهت روحیه دهی به روزه داران عزیز...

 

 

روزه داران گرامی، لطفا یک لیوان آب هویج بستنی را تصور بفرمائید

عرض دیگه ای ندارم، موفق و موید باشید !

.

.

قدیما :هرکی روزه نبود باید می رفت یه گوشه ای یه چیزی میخورد بقیه نبیننش

الان : هر کی روزه است باید بره یه گوشه مزاحم غذا خوردن بقیه نشه!

 

 

ادامه نوشته

گرونـــــــــــــــــــــــــــــی............

یه پیامک ازدیار باقی برام اومد دیدم نذارم تو وبلاگ ناحقیه......

فقط ای کاش وبلاگمونو فیلتر نکنن.......

مرغ ... آهنگ جدایی ساز کرد              ناگهان از سفره ام پرواز کرد

از فراقش قلب بشقابم شکست           قاشق و چنگال من در غم نشست

مرغکم رفتی تو از پیشم چرا؟              کردی از پیش خودت کیشم چرا؟

ای فدای ژامبون رنگین تو                     سوپ های داغ و آن ته چین تو

دستمان از گوشت دوراست ای نگار       پس تو دیگر اشکمان رادرنیار

ای فدای قد قدایت بازگرد                      این دل وجانم فدایت بازگرد.......

تشخیص پرستاری ایام امتحانات..........

 1- افزایش بار علمی به طور ناخواسته
.2- کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه
.3- رواج فرهنگ غلط پاچه خواری برای استادا
.4 - افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی )
.5- چپ و چول شدن چشم ها بر اثر روش های غلط تقلبی
.6- سر درد حاصل از تمرکز زیاد

لبخند آزاد...........

بیشتر مردان موفقیتشان را مدیون زن اولشان هستند

و زن دومشان را مدیون موفقیتشان !!!
.
.
.
مزخرف ترین و صمیمی ترین موجودات دنیا سیم شارژر و موس و هندزفری هستند.
صاف بزارشون کنار هم، 5دقیقه دیگه چنان به هم میپیچن که انگار 10ساله که گره کور خوردن...
.
.
.

اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین :
بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هستی؟ د یالا لعنتی !
تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده !!
.
.
.
دوست دارم یه روز انقد پولدار بشم
که وقتی رانی میخورم اون تیکه آخر هلو که ته قوطی گیر میکنه واسم مهم نباشه!!
.
.
.

میگی پایتخت رومانی چیه ؟
یارو لایک می‌کنه !
مثله اینه که به یکی‌ بگی‌ ساعت چنده ماچت کنه !

..........................

تو یه مهمونیه با کلاس و خفن بودیم همه خارجکی حرف می زدن مامان بزرگم اون وسط پاش درد گرفته… داد میزنه نسیم مامان کماته(پماد)منو از تو کموت(کمد) بیار!!!!!!!!همه ساکت بودن و هاج و واج نگاه می کردن این چی میگه!!!!!!!! مامان بزرگه ابرو ریزه ما داریم!!!؟؟؟

...........................

شب امتحان .....

زمزمه های دانشجویان شب قبل از امتحان :
خب !
این که نمیاد...
اینم که بلدم...
دیگه وقت خوابه...

کاریکماتور

ادامه نوشته

ایام دلچسب امتحانات:

ادامه نوشته

عکسهای انگشتی

ادامه نوشته

جوک بازار(بزن لایکو)

يارو خيلي گشنش بود از پشت شيشه رستوران نگاه ميكنه يكي داره كباب ميخوره با انگشت ميزنه به شيشه!ميگه چته؟ميگه پيازهم بخور

دلداری طرف به پسرش موقع آمپول زدن :هرچی کمتر بهش بیشتر فکر کنی، بیشتر دردش کمتر میشه ... !

زندگي از ديدگاه طنز

عاشق اینم که وقتی استاد می پرسه تا کجا درس دادم ؟
همه  همدیگه رو نگاه می کنن و هیچکس جوابی نمی ده ... !
عاشق این اتحاد و هماهنگیم توو وا نکردن لای جزوه !

هیچوقت اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمی کنم، آخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره ها.

دقت کردین اگه اسمت میرزا پشمک الدین گل کلمیان هم باشه، وقتی می خوای ایمیل درست کنی می گه قبلا با این اسم ساخته شده ؟

همیشه فکر می کنم یه چیزی تو یخچال هست و من ازش بی خبرم !!! ولی هر چی می گردم پیداش نمی کنم ... شما چطور ؟

قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن !

مادر شوهرها می گن: عروس مثل لیمو شیرینه اولش شیرینه،آخرش تلخه ! ولی لیمو شیرین تا زمانی شیرینه که کارد به جیگرش نخورده باشه.

این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس می دی بعد مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ می کنن Ok باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی ازش فقط یه o بمونه با یه k تا حالشون جا بیاد !!!

مامانم در طول شبانه روز فقط یک بار بهم می گه دکتر، اونم آخره شباست که صِدام می زنه دکتر بیا آشغالا رو بزار دَم در !

دقت کردین همیشه خنده دارترین موضوعات زمانی به مغزت می رسه که وسط مراسم ختم هستی ؟
 

تا حالا دقت کردین که....؟ طنز!

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟

. . .

تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت بدون لباس بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟

. . .

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بغلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

. . .

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !

. . .

ادامه نوشته

برای زندگی,ارامش و خوشبختی...

ـ آرزومند آن نباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی

بکوش در کمال آنچه هستی ، بهترین باشی
 
 ـ خوشبختی یافتنی نیست ، ساختنی است . . .

ـ آن که امروز را از دست میدهد فردا را نخواهد یافت ، هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست .

 ـ اگر هر روز راهت را عوض کنی ، هیچ وقت به مقصد نخواهی رسید .

ـ شریف ترین دل ها دلی است که اندیشه آزار کسان در آن نباشد .
 
 ـ باد می وزد ...

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی ...تصمیم با تو است .
 
ـ یا درست حرف بزن ، یا عاقلانه سکوت کن .
 
 ـ هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده

کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار ندارد

و کسی که تو را دوست ندارد آن را باور نخواهد کرد ... 

 ـ کسی که باورت داره ، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره .
 
 
 
                  

 
 
 
 
 
 

عجیب ترین شکایت های مطرح شده در جهان

 

شکایات عجیب و غریبی به ثبت می رسند که برخی به فرجام می رسند و برخی نافرجام می مانند.

کشورها بنا بر قوانین ومقررات شاهد شکایات بسیار جالب و عجیب و غریبی هستند ،

این هم برخی از عجیب ترین شکایات مطرح شده  ...

 

یک بیمار سرطانی نیز به دلیل آنکه در مدت زمانی که پزشکان گفته بودند نمرده بود

از مسئولان بیمارستان خواستار غرامت شد. چرا که اعتقاد داشت خیلی وقت قبل باید می مرده است!


یک زن که در یک روز برفی با یک موتور برفی تصادف کرده بود راننده موتور برفی را کشت .

به دلیل آنکه نمی توانست از مرده شکایت کند علیه زن متوفی به دلیل شوکه شدن شکایت کرد!


 در فلوریدا یک ماهیگیر اسیر طوفان شد و درگذشت.

خانواده متوفی علیه یک کانال تلویزیونی به جرم هواشناسی نادرست شکایت کردند

و خواستار 10 میلیون دلار غرامت شدند.

 این دعوا به فرجام نرسید.


 یک پیرزن 81 ساله به نام استلا لیبک بخاطر آنکه قهوه خریداری شده اش روی بدنش ریخته بود و باعث سوختگی شده

است از شرکت مک دونالد شکایت کرد.

دادگاه وی را محق دانست و پیرزن 2.7 میلیون دلار خسارت دریافت کرد.

مک دونالد از ترس شکایات مشابه تدابیر لازم را اتخاذ کرد!

 

در رستورانی در فیلادلفیا یک خانم مشتری که زمین خورده بود و استخوانش شکسته بود  علیه رستوران شکایت می کند و 113 هزار و 500 دلار به دست می آورد.

جالب اینکه این مشتری به نام آمبر چارسون در رستوران با معشوقش دعوا کرده بود

و روی بطری ای که به سوی معشوقش پرت کرده افتاده و زمین خورده بود!

 

خانمی در ایران جهت دریافت مهریه خود به دادگاه شکایت برد و خواستار دریافت تمام وکمال مهریه اش شد .

 مهریه اش چه بود  :    100  کیلو گرم پر پروانه

فقط سلام کرد...

دختري از کوچه باغي ميگذشت
يک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پي اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن ديگر نگفت او يک کلام
دختر اما ناگهان و بي درنگ
سوي او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروي خفن
مي دهي زحمت به بانوي چو من؟
من که نامم هست آزيتاي صدر
من که زيبايم مثال ماه بدر
من که در نبش خيابان بهار
ميکنم در شرکت رايانه کار
دختري چون من که خيلي خانمه
بيشت و شش ساله _مجرد_ديپلمه
دختري که خانه اش در شهرک است
کوي پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفي ندارم والسلام!!!

.......

اصطلاحات علمي (طنز)...

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند

Saturday : روز جهانی ساطور

Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

ادامه نوشته

پ نه پ........................

داشتم با لپ تاپم کار میکردم بابام اومد گفت کار داری با دستگاه؟ گفتم پ ن پ لپ تاپم داشت گریه میکرد گذاشتمش رو پام آرو بخوابه. گفتم حالا کار داری باهاش؟ گفت پ ن پ خواستم بگم صدای گریش اذیتم میکنه فکر کنم گرسنشه یه چیزی بده آروم بشه!!!

=========================

داشتم غذا میخوردم با خواهرم مگس اومد رو غذا گفت بزنم بره؟ پ ن پ براش خورشت بکش زشته مهمون حبیب خداست!!

=========================

رفتم داروخونه میگم آقا یه باند بدید میگه باند زخم؟ پ ن پ باند هواپیما بده 2 تا کوچه اونورتر یه هواپیما داره سقوط میکنه!!

=========================

تو اوتوبوس بودیم ساعت 3 صبح دوستم یه عطسه کرد کل اوتوبوس بر گشت مارو نیگا گرد یه پیرمرده داد زد اای باباااااااااا دوستم گفت با من بود؟ پ ن پ ساعت 3 صبح دلش واسه باباش تنگ شده شما راحت باش بزن عطسه بعدیو

ادامه نوشته

آخرین نیمکت کلاس....